هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
299
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
در آنجا منزل نموديم . از آنجا حركت نموده ، وارد به سبزوار شديم . ديديم جايى نيست برويم منزل كنيم ، چون تمام خلق فرار نمودهاند . كاروانسرايى بود . در آنجا شب [ را ] منزل نموديم . فردايش ، به حمام رفتيم . در حمام كسى نبود . از يك نفر كه آنجا بود ، پرسيديم : « حاكم كجا است ؟ » گفتند : « باغى هست [ در ] بيرون شهر ، [ كه ] مال شريعتمدار است . حاكم در آنجا است . » رفتيم منزل حاكم . قدرى « داراشكنه « 8 » » و « كاتكبود « 9 » » آب كرده ، به سر ما ريختند . تمام لباسهاى ما تر شد . نشسته ، با جناب مؤتمن الملك ، مشغول دعاگويى دولت ابد مدت شديم . بعد ، نهار آوردند و نهار صرف شد . فرمودند : « شب را در اينجا باشيد . » تا دو شب مهماندارى كردند ما را . از آنجا حركت نموده ، روانهء منزل شديم . از بازار آمديم . ديديم بالتمام بازار بسته است ، كه كسى پيدا نمىشود . آمديم به منزل . بعد ، خواستيم حركت بكنيم . آدمى داشتيم . مبالغى از اسبابهاى ما [ را ] برداشته ، حركت نموده ، بعد معطل شديم كه بلكه « حكومت » به ما بدهد ، ندادند . حركت نموده ، آمديم از براى سوتخر « 10 » .
--> ( 8 ) . داراشكنه ( dar - eshkanah ) ، مرگ موش ؛ زرنيخ سفيد ، اكسيد سفيد ارسنيك . ( 9 ) . سولفات مس . از اين ماده در شاهرود و بعض نقاط خراسان و آذربايجان يافت شود . ( جغرافياى اقتصادى كيهان ، 44 ) . ( 10 ) . امروزه به آن صدخرو ( Sadxarv ) مىگويند و مركز دهستان « كاه » بخش « داورزن » شهرستان « سبزوار »